قسمت چهار...DARK...

سه شنبه 22 اسفند 1396 04:42 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ✪ASAL♡STAR GIRL✪
قسمتای قبلی کلا مکالمه ود ولی این قسمت قصه هست کلا مکالمه نیست:|

نویسنده:bloodgirl
ایییییییییییی
هر پنج تامونم با کله خوردیم زمین
ارنس:اه اون دیگه چیه؟
پری:واو تا حالا تو عمرم همچین چیز درخشانی ندیدم
اریت:خخ تو که جواهراتت جای درخشیدن ده تا چراغو میگیره
پری:بس کن دیگه مگه من خودم خواستم من هم دلم میخواست مثل شما عادی بودم ولی خوب نیستم
اریت:شوخی کردم ناراحت نشو
نیترا:میرم ببینم چیه
آون:نه دیگه بیشتر از این دردسر نسازیم خوبه ما حتی نمیدونیم اینجا کجاس
ارنس:حق با آونه
نیترا:ولش بابا آون فقط بلده تذکر بده خخ
آون:به من چه اصلا
و همین که دستشو گذاشت رو اون سنگ درخشان..............
نیترا:بچه ها خوبین؟
آون:چی شد یه دفعه
اریت:اخ سرم
پری:بچه ها ما یکم تغییر نکردیم و احیانا ارنس کو؟
اریت:اونجاس هنوز بیدار نشده
نیترا:ارنس خوبی؟
کم کم داشتم بیدار میشدم
ارنس:چه خبره؟چم شده؟اه و این لباسا چین ؟ما چرا مثل قهرمانای داستانا شدیم؟
اریت:هی فک کنم ما ههمون تبدیل به قهرمانای موردعلاقمون تو گروه دارک شدیم
نیترا:واو
آون:و نگین که ارنس قراره رئیسمون باشه
ارنس:مشکلی داری؟
پری:بچه ها باید برگردیم
اریت:اینجوری؟
نیترا:ارنس تو باید درستمون کنی
ارنس:اما چجوری؟
نیترا:همون تور که دخترشب تو داستان درست می کرد
ارنس:باشه برین کنار
همون کاری که اون تو داستان گروه دارک میکرد رو کردم و باورم نمی شد من می تونستم پرواز کنم این عالیه!
البته اگه آون راضی میشد خوب اون زیاد از من خوشش نمیاد
ارنس:خداروشکر به حالت اول برگشتیم
پری:زود باشین بریم
.
.
.
.
وقتی رسیدیم مدیر عصبانی بود پری مسئول بود که مراقب گروه ما باشه و محکم سر پری داد کشید
خانم مدیر:خانم پرینالیسو میتونی توضیح بدی کجا بودین؟
پری:ما ما راستش خوب ما یه لحظه یادمون ر رفت
خانم مدیر:وای به حالت اگه بازم تکرار شه 
و مدیر به طرف اتوبوس حرک کرد یه قطره ی بزرگ اشک تو چشماش پرشد و تا دو روز دیگه با اریت حرف نمی زد چون تخسیر اون بود

خوب این قسمتم تموم شد



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: چهارشنبه 15 فروردین 1397 09:37 ب.ظ