تبلیغات
">
رمان نویســــان - قسمت سه ...DARK...


رمان نویســــان

نویسنده:bloodgirl
پِری:کجا بودین شما دو تا؟
ارنس:سر قبرم کجا میخوایم باشیم رفته بودیم حیاط
اون:عصاب نداری رو ما خالی نکن
اریت:بچه ها اقای مدیر گفت حاظر شین میریم غار
پِری:تو این بارون؟
اریت:منم همینو گفتم ولی گفت اینجوری کیفش بیشتره
ارنس:من که حوصله ندارم
نیترا:بیا دیگه زود باش
ارنس:حوصله داریا
نیترا:تو نیای بدون تیکه انداختنت ما چه کیفی داریم؟
ارنس:میام ولی اصلا دلم نمیخواد
نیترا:هورا
ارنس:درد اصلا دلم نمیخواد
پِری:من رفتم جا نگه دارم تو اتوبوس منتظرم
اون:تو راه از اون پاستیل میوه ای ها هم بخریم
اریت:عالیه
.
.
.
.
.
ارنس: چقدر تاریکه
اریت:نظرت چیه چراغ روشن کنیم
اون:مگه رو تابلو رو نخوندی؟؟چراغ روشن کردن ممنوعه
اریت:مگه یه نور کوچولو تو این تاریکی چه ضرری داره؟
اون:حتما یچیزی میدونن که گفتن
اریت:انقدر ایمنی نباش
اون:ولی...........
اریت:روشن کردم
اون:زود باش خاموشش کن
نیترا:بزار یکم نور داشته باشیم اریت جان بزار روشن باشه
پِری:یه لحظه صبر کن!این صدا دیگه چیه؟اینگار داره ریزش میشه!
ارنس:اخه عقل کل مگه کوه ریزش میکنه؟
پری:خوب صداش میاد یه لحظه وایستا زیر پام داره خالی میشه
نیترا:داریم سقوط میکنیم
نههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه


برچسب‌ها:
|سه شنبه 8 اسفند 1396| 03:25 ب.ظ|♛✭ɮʟʊɛ ʀʊɮʏ✭♛ نظرات()|

.
  • Search

  • menu!


    دَرباره ی مـَن


    این جا یه وب برای علاقه مندان به داستانه!D:
    پس همیشه سر بزنید تا داستان های جدید با هر ژانری که دوست دارید رو بخونید(:
    PR0FILЭ
    H0MЭ


    Diary About Stuff Site


    The Credits!

    template by : miss-o

    subjects!

    pool

    • داستانامون بیشتر از کدوم ژانر یا سبک باشه؟؟






    writers

    Archives