...dark...قسمت اول

یکشنبه 6 اسفند 1396 04:31 ب.ظ

نویسنده این مطلب: яєησωη
نویسنده:bloodgirl
آون:هی آرنس کشتیات غرق شده؟
آرنس:برو بابا حوصله داریا
آون:حوصله نداری حرصتو رو ما خالی نکن
آرنس:میشه گیر ندی؟
نیترا:بچه ها دارین اردو رو خراب میکنید ها

اریت:بالاخره رسیدیم
پِری:بعد از این که بریم اردو گاه حسابی میخوابم
آرنس:خوب از اونجایی ما همیشه باهم همجا میریم الان بهتره باهم باشیم
نیترا:ولی من قبلش باهات یه کار دارم
آرنس:الان حوصله ندارم و خیلی هم خستم 
نیترا:ولی نمیشه
آرنس:باشه بعد ناهار
نیترا:قبوله ولی فک نکن یادم میره
اریت:بریم ناهار بخوریم من که حسابی گشنمه
پِری:ولی من خوابم میاد
آون:پس تو بخواب ما میریم 
آرنس:منم خستم
نیترا:ولی .......
آرنس:خوب بعد از این که ناهارتو خوردی بیا بیدارم کن من ناهار نمی خورم
نیترا:باشه
آون :پس ما غذای شمارو هم میاریم بعدا میخورین
آرنس:نظرم عوض شد من میرم تو حیاط یکم قدم بزنم وقتی برگشتین بهم زنگ زنید تا بیام
اریت:ولی هوا یکم بعد بارونی میشه
آرنس:خوب بشه
اریت:تو بارون میگردی خیس اب بشی؟
آرنس:عزیزم تو این دنیا چیزی به اسم چتر اختراع شده اگه بدونید
اریت:باشه چرا میزنی
آرنس:ای بابا من رفتم خدافظ




دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 6 اسفند 1396 06:54 ب.ظ



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic