تبلیغات
">
رمان نویســــان - قسمت اول _ مغرور تر


رمان نویســــان

اینم قسمت اول برین ادامه:|

یه روز زمستونی سرد جالب ترین کار اینه که بری برف بازی کنی البته نه برای مغرور ها که در این شرایط تنها کاری که میکنن پز دادنه که منم سر دستشون تنها دلیلش موهای بور و چشمای ابیمه
من هم مثل دخترای بالا شهری بیشتر وقتمو صرف پز دادن و درس خوندن میکنم دخترای دیگه حسرت مثل من بودن رو میخورن اسم من تانیاست یکی از پولدار ترین دخترای لندن من تک فرزند و عزیز دل خونوادمم چون من تنها بچه ای هستم که دارن من همیشه گرون قیمت ترین چیزا رو انتخاب میکنم و حاضر به خریدن وسایلای ارزون نیستم خیلی از بچه ها به همین خاطر به من حسودی میکنن که یکی از اون بچه ها لاراست حسود ترین دختری که میشناسم من با تمام وجود از لارا بدم میاد ولی مجبورم تحملش کنم چون اون یکی از همکلاسی های منه و تنها اسمی که برای من مناسب میدونه همینه:مغرور  اون همیشه دوست داره جای من باشه و خوب اما همین حسودیش باعث رخ دادن کلی اتفاقات ناراحت کننده میشه کلی بلا سرم میاره اما هرگز موفق نمیشه چون من بهترین و ثروتمند ترین دانش اموز کلاسم و همیشه در هر شرایط خودمو از اونا برتر میدونم هر جور باشه من توی همه ی درس ها از اونا بهترم و اینم میدونم بهترین دوستم سلنا همیشه از من طرفتاری میکنه چون من تنها دوستیم که اون داره اما بهترین دوستش



تموم شد تاقسمت بعدی.....



برچسب‌ها:
|یکشنبه 8 بهمن 1396| 06:22 ب.ظ|~blue ruby~ نظرات()|

.
  • Search

  • menu!


    دَرباره ی مـَن


    این جا یه وب برای علاقه مندان به داستانه!D:
    پس همیشه سر بزنید تا داستان های جدید با هر ژانری که دوست دارید رو بخونید(:
    PR0FILЭ
    H0MЭ


    Diary About Stuff Site


    The Credits!

    template by : miss-o

    subjects!

    pool

    • داستانامون بیشتر از کدوم ژانر یا سبک باشه؟؟






    writers

    Archives