تبلیغات
">
رمان نویســــان - رمان شیطان قسمت8


رمان نویســــان



بریر ادامه
پوسترش اپلود نمیشد باید یه پوستر دیگه درست کنم!!


بهار
نور خورشید باعث شد از خواب بیدار بشم به اطرافم نگاهی انداختم ....اه ...کش غوسی به بدنم انداختم که باعث شد شادتر بشم ....
باید برم آشپز خونه صبحانه درست کنم اروم از پله ها پایین اومدم... و به سمت آشپز خونه رفتم...
داد زدم:
فاطی یاسی پریا بلند شید لنگ ظهر هااااا!!
هیچی صدای نشنیدم
هوففف باید برم بیدارشون کنم از پله ها بالا رفتم به سمت اتاق پریا و یاسمن حرکت کردم
درو باز کردم و گفتم بلند شید خرسای تنبل!!بلند شید زود باشید!!!تنبلا!!؟؟
پریا خمیازه ای کشید و نگاهی بهم کردو گف: این فاطی خره کجاست؟؟
یاسمنم عین منگلا پاشد و نگاهی به پریا کردو گف: نکنه جنا خوردنش ...
پریا: هه... اول تو رو میخورن... فرزندم
یاسمن پاشد و به سمت در حرکت کردو گفت:
من دخترت نیست پریا خره!!
و درو محکم بست!!
پریا ارامششو حفظ کرد و خواست بره زیر پتو
که پتو رو کشیدم
__ پری خودت لوس نکن بیا پایین بریم صبجونه رو اماده کنیم!!
بعدشم برین اون خرس قطبی رو بیدار کنیم
پریا نگاهی بهم کردو گفت: بهی من دیشب اصن نخوابیدم...
 در حالی که داشتم رختخوابارو جمع میکردم :چرا؟؟؟
پریا نفسشو فوت دادو گفت :صدای جیغ میشنیدم
دوباره تعجب کردمو گفتم ها؟؟
نگاه عصبانی کردو گفت:ها مرض و کوفت؟!
دوباره نگاهی کردمو گفتم: صدای جیغ کی؟؟
پریا خواست چیزی بگه که
در همین موقع صدای جیغ بلند یاسمن تمام خونه رو پر کرده....
هر دوتا مون مث جن پریدیم جیغ زدناش ادامه داشت
جیغاش از حمام میو مد به طرف حموم رفتیم با دیدن صحنه هر دومون خشک شدیم باور نمیشد
یاسمن با هق هق اومد و افتاد زمین و بلند بلند گریه میکرد .... باورم نمیشد .....
توی وان حموم فاطمه با لباس عروس سفید بود تمام وان پر از خون شده بود
تنها جمله ای که شنیدم از یاسمن بود
یاسمن:"اون مرده  نبضش کار نمیکنه نه باور نمیکنم..."
بهترین دوستم فاطمه نه امکان نداره یه کابو سه اره یه کابوسه
 چشمام سیاهی رفت حالم بد شد و همه چی برام تار شد
ادامه دارد

برچسب‌ها:
|شنبه 18 آذر 1396| 08:44 ب.ظ|♛I'm not a bad person♛ نظرات()|

.
  • Search

  • menu!


    دَرباره ی مـَن


    این جا یه وب برای علاقه مندان به داستانه!D:
    پس همیشه سر بزنید تا داستان های جدید با هر ژانری که دوست دارید رو بخونید(:
    PR0FILЭ
    H0MЭ


    Diary About Stuff Site


    The Credits!

    template by : miss-o

    subjects!

    pool

    • داستانامون بیشتر از کدوم ژانر یا سبک باشه؟؟






    writers

    Archives