وب رمان نویسان

Refresh profile ETC FriendS Roza E-MaiL




رمان عشق بی پایان 2
جمعه 31 شهریور 1396 | 06:13 ب.ظ


سلام باز شدن مدارس رو به همه تبریک می گم :|
برای خوندن رمان برید ادامه مطلب
ببخشید دیر شد...
داستان2:

خب... 
امسال کنکور دارم :/
18سالمه
امید وار یک جای خوب قبول شم
ونوس که خیلی خروخونی میکنه ... اما من که بیخیالم
و همچنین دیگر بیخیالم آون پسره شدم چون دیگه ندیدم اونا ...
امیدوار فردا کنکورم رو خوب بدم ○.○
روز کنکور:
خانم مراقب:لطفا کسانی که دست چپی هستن به سالن شماره 2 برن
من: آوه من باید برم ونوس...
ونوس:باشه برو موفق باشی
همین طور که داشتم به سمت سالن دو میدویدم یک چهره آشنا دیدم...
همون موهایش بور و همان چشمی سبز گربه ای
داشت سر یک مراقب مرد داد میزد 
می گفت:این چه وضع یه رتبه من که پارسال دادم نفر 13 هم بوده اما داخل سایت زده 15 هم؟!!
آقا مراقب:ببخشید اما سایت اصلی دقیق تر از سایت نتایجه...
وسط حرفش پرید و گفت:نه باباااا رتبه من باید همه جا درست زده باشه مگه نمی دونی من کیم؟
بعد از شنیدن این حرف ایستادم تا دقیق تر بشنوم
یک دفعه توی بلندگو گفتند: دانشجو های عزیز کنکور تا 5 دقیقه دیگه شروع میشه
مجبور شدم از آون جا برم اما وقتی پشت سرم رو نگاه کردم آون پسر دیگه آون جا نبود ...
اما من باید میرفندرسکی برای همین سریع خودم رو به سالن شماره 2 رسوندم
و سر میز شماره 57 نشستم
با خودم فکر کردم یعنی این پسره کی می تونه باشه...
که خانم مراقب فریاد زد:آماده....
به خودم آمدم چون نمی خواستم کنکورم هم مثل امتحان آون روز خراب کنم ...

ادامه دارد...

خب خوب بود؟
کامنت بشوید
بای تا های 




   
♡Miss Margot♡ | کـامـنـت()