تبلیغات
رمان نویســــان - One Direction LOVE/12

One Direction LOVE/12

جمعه 6 مرداد 1396 03:49 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ♡Angel♡
سریع خودمون رو به پایین رساندیم 
آخه ..... بین الان وقت حمله بود ( bane )
خب دیگه هیچی این همه مدرسه تو دنیا هست و تو به مدرسه ی من آخه چرا گیر دادی
پوووووف
با گوشیم سیگنال فرستادم 
اما یهویی دیمین رو دیدم 
با یه نگاه جزئی راحت می شد فهمیدن سه عضو بدنش شکسته 
با ترس بهش نگاه می کردم 
خواستم برم یه تبدیل شم 
اما آتنا دستم رو گرفت و با سرش بهم علامت داد که یعنی نرو 
ولی برادرم داشت اونجا جون می داد 
حساب دو دو تا چهار تا بود 
اگه می رفتم ممکن بود حالم بد شه 
ولی اگه نمی رفتم ممکن بود برادرم بمیره 
خب واقعا نمی دونستم باید چیکار کنم 
اون داشت اون پشت سعی می کرد به بِین حد اقل یه مشت بزنه 
که صدای ناله اش بلند شد 
بین زد دست چاپش رو از دوجا شکوند 
واقعا برای من صحنه ی دلخراشی بود 
رفتم یه گوشه رو واسه ی تبدیل پیدا کردم 
تبدیل شدم 
خواستم به بین مشت بزنم اما یه چیز گیاهی من رو از پشت گرفت 
پوزیشن آی وی بود 
بعله دیگه 
تو فکر چه کنم چیکار کنم بودم که 
بتمن و نایت وینک و رد هود و رد رابین و بت گرل و بت وومن و برادر کوچک تر نایت وینک اومدن 
یعنی کلا خانواده ی خفاشی بودن 
با یه خفاش پرتابی من رو پایین آوردن 
بعله دیگه جنگیدیم 
داغون شدیم 
طبق معمول دست نایت وینک شکست 
جیسون کلی آدم کشت 
تیم هم کبود شد 
بقیه هم سالم موندیم 
دیمین رو هم نجات دادیم 
اونا هم فرار کردن و رفتن 
بتمن یه آفرین به گروه گفت   رفتن 
یعنی در واقع رفتیم وسط راه خودم رو تلپرت کردم 
به مدرسه با لباس ها ی معمولی 
برگشتیم سر کلاس 
یعنی کلا همه چیز سوخته بود 
تیلور داشت برای کیف جدیدش گریه می کرد فقط من کیفم رو برداشته بودم و آتنا و کریستال 
یعنی بعضی چیز ها مثل ذغال شده بود 
بزارید اینجوری بگم که مدرسه بد جور بهش خسارت خورده بود 
خیلی از بچه های سال پایینی تر سخت زخمی شده بودن 
من خودم هم همچین کم زخمی نبودم 
اوه بابا بیخیال آخه الان و سرفه 
شروع کردم به سرفه کردن 
و خون از دهنم جاری شد و لحظه ای بعد دوباره بی هوش 
.........






نظر بده

  



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 6 مرداد 1396 04:14 ق.ظ