وب رمان نویسان

Refresh profile ETC FriendS Roza E-MaiL




One Direction LOVE/8
شنبه 10 تیر 1396 | 02:52 ب.ظ
آتنا وای آتنا چی تو سرت می گذره 
- خب پاشو برو گوئن رو ببوس 
واتتتت 
?Are you crazy
وای خدا آخه من بزنم تو دهنت 
هری شکنه هاش رو بالا پایین انداخت 
اومد من رو ببوسه 
وای خدا 
لب های صورتیش رو دوی لبم گذاشت 
شیرین بود و طعم نعنا می داد 
چشم هام رو بستم وقتی باز کردم 
نمی دونم فکر کنم چند دقیقه تو اون حالت بودم 
هری برگشت سر جاش و تیلور دستش رو گرفت و با خودش هری رو برد
بعد از چند دقیقه برگشتن 
به میا و هری افتاد 
میا باید سوال می کرد 
و هری هم مثل همیشه گفت جرئت 
میا گفت : خب تو باید تا آخر امشب تی شرت نپوشی 
هری باز هم شونه اش رو بالا پایین انداخت 
نمی دونم چرا ولی هری ...... اصلا بی خیال
به اندام هری خیره شدم 
یه پروانه ی بزرگ روی شکمش بود 
باورم نمی شه که یه پروانه اینقدر جلوه ی قشنگی رو بدن یه پسر داشته باشه 
به من و تیلور افتاد و تیلور باید سوال می کرد 
تیلور ازم پرسید و من جرئت رو انتخاب کردم چون می ترسیدم یه اتفاق بد بیفته 
تیلور یه نیشخند زد و گفت : خب این ویسکی رو بخور ؟
جانم؟؟!؟○_•
یعنی کرم ریزی از این بیش تر 
نه من نمی تونم بخورم 
چند تا دلیل هم دارم : 
1_ هیچ وقت تا حالا مست نکردم و دلم نمی خواد بکنم
2_ هیچ علاقه ی خاصی به خوردن اون نوشیدنی احمقانه و بد مزه ندارم 
3_  به برادرم قول دادم میام اینجا از این چیز ها نخورم و یک الهه هیچ وقت زیر قولش نمی زنه 
4_  و از همه مهم تر این که مریضم و اگه بخورم واقعا نمی دونم چی می شه 
کریستال گفت : گوئن خوبی 
سر تکون دادم که یعنی نه 
حتی یه جرعه از اون چیز برای من مثل سم می مونه و اگه بخورم خدا می دونه که چی می شه 
آتنا گفت : من به جاش می خورم و یه لیوان از اون ر  ریخت و خورد 
می دونم الان دارن با خودشون چی فکر می کنن 
که این دختر چه قدر سوسوله 
ولی اگه از حال واقعی من خبر داشتن نمی گفتن 
فردا تو مدرسه ...........
وقتی رسیدیم مدرسه مدیر که به جای هنر کلاس بازیگری گذاشته بود 
ما رو برد سمت کلاس بازیگری 
و شما حتی یک درصد میلیون هم باور نمی کنید کی تو اون اتاق بود ......





نظر بده





   
♡Angel♡ | کـامـنـت()