تبلیغات
رمان نویســــان

ثابت

یکشنبه 10 بهمن 1395 08:29 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Rεŋųℓŧ ą√ąŧąŗ
  (به نام خدا)

سلوم سلوم بچه ها خوبین خوشین ؟؟


من و نازنین اینجا داستان هامونو می نویسیم


خب از هر جایی بگذریم از قوانین نمی گذریم 
 

کپی از داستانا صد درصد ممنوعه

  تبادل لینکم داریم :) اما فقط با با معرفت هاش

  نویسنده هم میپذیریم 
 
اینم لگوی ی وب هست
خوشحال میشم تبلیغ
کنین:)

  خب برین خوش باشین

اینجا هم لگو های دوستامونو
می ذاریم

اینم از قوانین داستان نوشتن

توجه توجه

 کسایی که داستان هاشونو


نیمه تموم ول میکنن  بعد از گذشت یک سال از نوشتن ،داستان های نیمه تموم

 از وب پاک میشه

 نویسنده هاشون اسم داستان ها 
 پینکی پایسیاه و ترسناک  ژانر: (ترسناک ،هیجانیه فک کنم :|)
✿✿✿✿Tomori Nao Render✿✿✿✿ رویای منحصر به فرد ژانر: (تخیلی،هیجانی ،ماجراجویی) رده سنی:10+
♚Kallen Stadtfeld♚ واقعیت تلخ ژانر (ترسناک،تخیلی)
 ✪ASAL♡STAR GIRL✪ بهشتی در پشت جهنم سیاه ژانر (عاشقانه,ترسناک) رده سنی:11+
  ♡Angel♡ قاتلان واقعی ژانر(ترسناک، تخیلی ، کمدی و عاشقانه )
AiLiN s.V-GaMeR:| سال ها بعد ، ژانر(جنایی ، عاشقانه، اکشن ، هیجانی ،  )
عسل ...dark... تر ژانر (تخیلی,ترسناک,غم انگیز)





دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 13 خرداد 1397 03:03 ب.ظ

قسمت سوم_مغرور تر

دوشنبه 9 بهمن 1396 01:13 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♛✭BLUE RUBY✭♛
ادامه




ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 9 بهمن 1396 01:37 ب.ظ

قسمت دوم _مغرور تر

یکشنبه 8 بهمن 1396 08:59 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♛✭BLUE RUBY✭♛
ادامه ی مطلب:)



ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 بهمن 1396 09:30 ب.ظ

سال هابعد..-قسمت سوم

یکشنبه 8 بهمن 1396 06:33 ب.ظ

نویسنده این مطلب: AiLiN s.V-GaMeR:|

ادامه مطلب

دیدگاه : ♫پست ثابت♫
آخرین ویرایش: دوشنبه 9 بهمن 1396 08:32 ب.ظ

قسمت اول _ مغرور تر

یکشنبه 8 بهمن 1396 06:22 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♛✭BLUE RUBY✭♛
اینم قسمت اول برین ادامه:|


ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 بهمن 1396 06:40 ب.ظ

داستان من

یکشنبه 8 بهمن 1396 06:09 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♛✭BLUE RUBY✭♛
اسم داستان:مغرور تر
ژانر:عاشقانه-ماجراجویی
اینم عکسش:

داستانشم بزودی میزارم



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 بهمن 1396 06:12 ب.ظ

نویسنده ی جدید

یکشنبه 8 بهمن 1396 05:59 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♛✭BLUE RUBY✭♛
تصویر مرتبط

http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_redface.gifسلام:)http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_redface.gif
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_mrgreen.gifمن رمان نویس جدید هستم:)http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_mrgreen.gif
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_biggrin.gifو امیدوارم از رمان هام خوشتون بیاد:)http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_biggrin.gif
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_surprised.gifخوب قبل از هرچیز بگم من رمان هامو از جاییhttp://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_surprised.gif
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_evil.gifکپی یا باز نویسی نمیکمنمhttp://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_evil.gif
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_cry.gifبرعکس همشون رو با ذهن خودم مینویسمhttp://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_cry.gif
゜*顔、かわいい*゜ のデコメ絵文字و همشون ساخت خودمه゜*顔、かわいい*゜ のデコメ絵文字
ありすさんリクありがとう 森ガール風? いってみよ~(^O^) のデコメ絵文字پس تهمت نزنیدありすさんリクありがとう 森ガール風? いってみよ~(^O^) のデコメ絵文字
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gifخوب همین دیه:|http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif
http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_lol.gifبایhttp://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_lol.gif



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 8 بهمن 1396 06:09 ب.ظ

سال هابعد..-قسمت دوم

پنجشنبه 5 بهمن 1396 03:46 ب.ظ

نویسنده این مطلب: AiLiN s.V-GaMeR:|
ادامه...


ادامه مطلب

دیدگاه : ♫پست ثابت♫
آخرین ویرایش: پنجشنبه 5 بهمن 1396 04:04 ب.ظ

سال هابعد..-قسمت اول

چهارشنبه 4 بهمن 1396 07:35 ق.ظ

نویسنده این مطلب: AiLiN s.V-GaMeR:|
ادامه.. :)


ادامه مطلب

دیدگاه : ♫پست ثابت♫
آخرین ویرایش: چهارشنبه 4 بهمن 1396 07:42 ق.ظ

در قفس فصل بیست و دوم ~ کتاب پرنده

سه شنبه 3 بهمن 1396 09:17 ب.ظ

نویسنده این مطلب: Hasti
چند ساله نذاشتم اینو؟
در هر صورت از این قسمت به بعد تازه داستان جالب میشه.



ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 3 بهمن 1396 09:19 ب.ظ

معرفی داستان(سال هابعد..)

دوشنبه 2 بهمن 1396 07:37 ق.ظ

نویسنده این مطلب: AiLiN s.V-GaMeR:|
های گایز
من نویسنده ی جدید(آیلین)هستم.
اولین داستانی که قراره اینجابزارم اسمش{سال هابعد..}هستش.
خلاصه:
داستان درباره ی دوبرادره که عاشقانه همودوست دارن.اما امپراطور برادربزرگتر رو به عنوان جانشینش انتخاب نمیکنه فقط بخاطره اینکه بادخترعموش ازدواج نمیکنه وبرادرکوچکتر رو به عنوان جانشینش انتخاب میکنه و..
{فکرکن باخانوادت داری زندگی میکنی وبدون هیچ دردی داری میخندی..اما یکدفعه فرداکه بلندشی ازخواب،ببینی سال هاگذشته وهنوزم که هنوزه پشیمونی..}
هانزو(برادربزرگتر):16سال.
اخلاق:اخلاقش نسبتاخوبه..وقتی عصبانیه هرچی جلودستش باشه رو داغون میکنه(مثل من:| ).خرخونه خرخونه وتوی ژاپن حرف اول رومیزنه.
گنجی(برادرکوچکتر):13سال.
اخلاق:شکموی شکموتشریف داره.خیلی زودگریش میگیره(کلاعاطفیه بچم:| ).یکمی تنبله ولی موقع امتحان یاپرسش فقط میخونه هااا..فقط میخونه:|
(بابقیه ی شخصیت هاهم درداستان آشنامیشین.این دوتافعلا اصلی هاهستن).
ژانرها:طنز،غمگین،هیجان انگیز
پوستر:
...
ویک چیزی هم بگم:اسم گنجی وهانزو ماله بازی اورواچ هستش.
موفق باشید:)



دیدگاه : ♫پست ثابت♫
آخرین ویرایش: دوشنبه 16 بهمن 1396 01:13 ب.ظ

داستان *سایه ها شیشه ای */ 2

شنبه 30 دی 1396 09:29 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW
       خب اینم قسمت دوم امید وارم خوشتون بیاد


ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 30 دی 1396 10:18 ب.ظ

Real killers

پنجشنبه 28 دی 1396 11:52 ب.ظ

نویسنده این مطلب: ♡Angel♡
پس از قرنی برگشتم با قسمت اول رمانم 
دوستان ببخشید نمی تونم معرفی شخصیت داشته باشم

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 29 دی 1396 12:44 ق.ظ

رمان خانه ی شیطان قسمت8

سه شنبه 26 دی 1396 01:26 ب.ظ

نویسنده این مطلب: مادر انیمه ها منم-_-
سلام بفرمایید ادامه

ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 26 دی 1396 01:47 ب.ظ

داستان *سایه ها شیشه ای*/ 1

چهارشنبه 20 دی 1396 06:03 ب.ظ

نویسنده این مطلب: SILVER SHADOW



خب من قبلا هم یک داستان نوشتم که پاکش کردم از داخل وب 
چون خیلی ابتدایی بود 
ولی الان میخوام داستان جدید بنویسم 
داستان درباره چند تا دختره که از طرف مدرسه رفتن اردو 
و قرار بود که یک هفته بمونن ولی بعد اتفاقاتی میوفته که این 
اردو خیلی جالب تر از چیزی میشه که باید بشه شخصیت اصلی داستان 
یه دختره به اسم سیلوا ( sylva ) از عمد اسمش رو شبیه اسم الانم انتخاب کردم 
چون کلا این شخصیت انعکاسی از رفتار خودمه 
اسمشو از رمان احظارگر تقلید کردم بگم 
خب این قسمت اول امیدوارم خوشتون بیاد
اگر نظری چیزی داشتید بهم حتما بگید 
این داستان درباره خودمه ولی خاطره نیست 
اگر یکم گیج شدید طبیعیه  



ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 دی 1396 01:44 ب.ظ

"دو راهی زندگی" - قسمت چهارم

یکشنبه 19 آذر 1396 11:55 ق.ظ

نویسنده این مطلب: ✨ʓαтαииα✨


ادامه مطلب

دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 10 دی 1396 11:39 ق.ظ



تعدادکل صفحات : 16 1 2 3 4 5 6 7 ...